bookmark

معنای نوى

نوى [ novi ]

[اسم‏][فارسی‏]در هر دو ياى مجهول:قرآن مجيد.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3787)
sourceLink

نَوى

بالضم و ياى مجهول،مرادف نبى،يعنى مصحف،و در فرهنگ بكسر- تين آورده.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1429)
sourceLink

به كسر اول و ثانى به تحتانى مجهول كشيده كلام خدا و مصحف و قرآن مجيد باشد و به ضم اول نيز به اين معنى آمده است و به فتح اول به معنى تجديد و تازگى باشد و به معنى زارى كنى و بلرزى و لرزان شوى و بجنبى و متحرك شوى هم هست.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص918)
sourceLink

بالضم و ياى مجهول بر وزن معنى و نبى است در برهان بكسر اول آمده و در فرهنك جهانكيرى بكسرتين كفته و بضم اصحّ است اديب صابر كفته بسوره سورۀ توريّه و سطر سطر زبور بآيه آيۀ انجيل و حرف حرف نوى
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص723)
sourceLink

- يعنى تازگى. و بمعنى زارى كنى نيز آمده [3]. مثال هر دو معنى سراج الدين راجى گويد : شعر ز كهنگى و نوى تا نوى و شاد شوى رسد زمان كه بدست وجود باد شوى و نيز بمعنى متحرك و لرزان شوى آمده. مثالش حكيم سنائى فرمايد: شعر راه دين رو كه راه دين چو روى همچو شاخ از برهنگى ننوى نوبهارى معروف [4]. و نيز نام نوائى و لحنى از جملۀ سى لحن باربد. مثالش شيخ نظامى گويد: شعر چو برگفتى نواى نوبهارى عرق گشتى گل از بس شرمسارى
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1473)
sourceLink

قرآنست.اديب صابر گويد: بسوره سورۀ توريت و سطرسطر زبور#بآيت آيت انجيل و حرف حرف نوى
(
فرهنگ قواس
, ص7)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.